تبليغاتX
تابستان 63
 

 

مجیور شدم این پست رو حذف کنم.

+ نوشته شده در چهارشنبه 5 تیر1387ساعت 20:34 توسط محمد |


 

 

 

مادر فداکار در آتش سوخت 

 

زني که براي نجات فرزند خود و دوستانش از آتش سوزي، سپر بلا شده بود پس از گذشت 28 روز تسليم مرگ شد. به گزارش ايسکانيوز «ليلا ق.» 51 ساله 25 فروردين 1387 به دنبال ترکيدن پيک نيک، سوخت و از خانه اش در جنوب پايتخت به بيمارستان سوانح سوختگي شهيد «مطهري» برده شد. اين زن 28 روز با مرگ دست و پنجه نرم کرد و سرانجام بر اثر شدت سوختگي جان باخت. شوهر ليلا پس از مرگ همسرش به پليس گفت؛ زنم براي نجات جان دخترم و دوستان او که به جشن تولدش آمده بودند، پيک نيک شعله ور را به آغوش کشيد و به حياط برد تا بقيه نجات پيدا کنند که اين حادثه برايش رخ داد. اين پرونده اکنون در شعبه سوم دادسراي ناحيه 27 در حال بررسي است. 

 

                                                     «  روز مادر گرامی باد »

 

 

 

+ نوشته شده در سه شنبه 4 تیر1387ساعت 21:6 توسط محمد |


 

 

یک مفهوم عمیق

 

امسال با بیم و امیدهای بسیاری برایم آغاز شد. از سویی نواهای نوید بخشی گوش جانم را نوازش می داد و از سویی دیگر نجواهای دیگرگون پرده ی گوشم را به لرزه می انداخت. این اصوات گاه  به نغمه ای گوش نواز و گاه به ناله ای داخراش مبدل می شد و جنگ سخت و بس ناجوانمردانه ای در اندرونم  در گرفته بود. با این حال یک فصل از سال می گذرد اما هنوز مصالحه ای حادث نشده است و همچنان بر طبل التهابم کوبیده می شود.

سال گذشته را از اوج آغاز کردم. هنگامی که بر فراز کوه ها نو شدن سال را به بزم نشسته بودم ، نگاهم تنها به قله بود و با انرژی و نیرویی که تا آن زمان در وجودم حس نکرده بودم ، تصور سقوط  هرگز  به ذهنم خطور نمی کرد. سقوط در دره ای عمیق و سرد. آن همه انرژی مثبت که با آن سالی نیک را شروع کرده بودم تنها یک فصل دوام آورد و به یک باره به موجی منفی مبدل شد. خرج کردنِ بی رویه از کابین احساساتم منجر به سقوطِ درد ناکی شد. سقوطی که نه تنها استخوانهایم ، بلکه قلبم را نیز چند تکه کرد.

دوران نقاهت روحم مدتی به طول انجامید. تا نم نمک بذر امیدی که خدا در نهادم نهاده ، جوانه زد و شکفت تا بتوانم به سان مورچه ای دوباره دانه ام را بردارم و راهی نو در پیش گیرم.

اما امسال حکایت دیگری دارد. امسال به رغم شنیدن نداها و نجواها ، امید ، کماکان بر یاس  چیرگی دارد اما زندگی برایم از یک مفهوم عمیق تهی است. سال در حالی برایم نو شد که واژه ای بنام عشق در دفتر واژگانم محلی از اعراب ندارد.                        ....ادامه دارد.

 

***

در دلم بود که بی دوست نباشم هرگز

چه توان کرد که سَعی من و دل باطل بود

 

بَس بگشتم که بپرسم سبب درد فراغ

مفتی عقل درین مسئله لایعقل بود

 

دیدی آن قهقهه ی کبک خرامان حافظ

که ِز سرپنجه ی شاهین قضا غافل بود

 

***

پیوست : در سالروز تولد دوستان خوبم مریم علایی پور و سمانه گل محمدی  به بزم و شادی نشسته ام. دوستانِ جانم ، امیدوارم شاد ، سلامت و سعادت مند باشید.   

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در یکشنبه 26 خرداد1387ساعت 1:10 توسط محمد |


 

 

 یکی از علما پرسیدند که یکی با ماه رویی است ، در خلوت نشسته ، و درها بسته ، و رقیبان خفته ، و نفس طالب ، و شهوت غالب. هیچ باشد که به قوت پرهیزگاری ازو به سلامت بماند ؟ گفت اگر از مه رویان به سلامت بماند ، از بدگویان نماند.

 

شاید پس کار خویشتن بنشستن

لیکن نتوان زبان مردم بستن

باب پنجم گلستان

 

 

 

+ نوشته شده در یکشنبه 12 خرداد1387ساعت 2:21 توسط محمد |


 

 

 

تا همه ی ما در پاييز

در گلهاي داودي غرق نشديم

تند پارو بزن

درد مي آيد و مي رود

اما

پاييز پشت پنجره

استوار ايستاده است

 

احمدرضا احمدي

 

  

 

+ نوشته شده در پنجشنبه 9 خرداد1387ساعت 16:0 توسط محمد |


 

 

 

مردی سوار بر ماشینش در حال حرکت در جاده ای دور افتاده بود که ناگهان لاستیک ماشین ترکید. از ماشین پیاده شد و خواست لاستیک را عوض کند ، اما متوجه شد که جک ندارد.

در دور دست کلبه ای را دید و برای کمک گرفتن به سوی آن راه افتاد. در راه با خود گفت : می روم و از صاحب کلبه یک جک قرض می گیرم. و بعد ادامه داد: شاید صاحب کلبه وقتی ماشین مرا دید ، به خاطر جکش از من پول بگیرد. با چنین ماشینی ، وقتی کمک بخواهم ، احتمالا ده دلار از من می گیرد. نه ، شاید پنجاه دلار ، چون می داند که من واقعا جک احتیاج دارم. شاید حتی از موقعیت من سوء استفاده کند و صد دلار بگیرد.

و هرچه جلوتر می رفت ، قیمت را در ذهنش بالاتر می برد. وقتی به نزدیک کلبه رسید در زد. صاحب کلبه در را باز کرد ، مرد رو به او فریاد زد : تو دزدی ! یک جک که انقدر قیمت ندارد ! اصلا جکت را نخواستم ! مال خودت !

مکتوب پ . ک

 

*کدام یک می توانیم ادعا کنیم که تا به حال چنین رفتاری از ما سر نزده است ؟

 

 

 

+ نوشته شده در دوشنبه 6 خرداد1387ساعت 10:12 توسط محمد |


 

 

پروانه من در  تاری اسیر است که عنکبوتش سیر است

نه یارای پرواز دارد

 

نه می تواند بمیرد

 

دانته

                                                                    

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در پنجشنبه 26 اردیبهشت1387ساعت 0:53 توسط محمد |


 

 

 

این روزها در حیرتم که چرا مجموعه ای از احساسات پارادوکسیکال و متضاد گریبانم را گرفته اند. ؟!!

غم و شادی ، یاس و امیدواری ، احساس شکست و پیروزی ، کفر و ایمان ...... دایره ی این تضاد ها به وسعت روابط انسانی من است و  می تواند همچنان ادامه یابد اما ...

دوستی اعتقاد دارد شاید در حال طی کردن یک دوران گذار هستم و اقتضای جوانی است. اما نقطه ی تحیر و ابهام برایم اینجا است که از چه گذر می کنم و به کجا خواهم رسید ؟ و دو دیگری آنکه این دوران کی و کجا مختومه می شود ؟

 

 

 

+ نوشته شده در سه شنبه 17 اردیبهشت1387ساعت 3:9 توسط محمد |


 

سگ غواص هم به بازار آمد.
ديگه اين سگ‌ها از خدا چي مي‌خوان؟ همه مدلشون كه اومد تو بازار

 

 

 

 

tabnak.ir

+ نوشته شده در چهارشنبه 11 اردیبهشت1387ساعت 20:21 توسط محمد |


 

جزئيات تازه از 24 سال شكنجه دختر اتريشي توسط پدر

 پدر شكنجه‌گر اتريشي كه دخترش را 24 سال در زيرزمين خانه‌اش محبوس كرده بود، پذيرفت كه در اين سال‌ها دخترش را مورد تعرض و شكنجه قرار داده است.

«جوزف فريتزل» 73ساله كه تا ديروز درباره اتهام تعرض به دخترش سكوت كرده بود، سرانجام اعتراف كرد اليزابت را هنگامي كه 19ساله بود، به زيرزمين خانه دو طبقه‌اش برد و در تمام اين سال‌ها وي را در آنجا زنداني كرده و از او صاحب 7 فرزند شده كه يكي از آنها فوت شده است.

فرانس پولتزر - رئيس اداره تحقيقات جنايي پليس اتريش- در يك كنفرانس مطبوعاتي گفت: جوزف اعتراف كرده كه در زيرزمين خانه يك دخمه ساخته و دخترش را به زور در آنجا زنداني كرده و وي را مرتب كتك مي‌زده و مورد تعرض قرار مي‌داده است.

اليزابت 28 آگوست سال 1984 با داروهاي آرام‌بخشي كه پدرش به وي خورانده بود بيهوش و از سوي وي به زيرزمين خانه به مساحت 60 متر مربع و ارتفاع 7/1 متر منتقل شد. جوزف كه مهندس برق است و به غير از اليزابت 6 فرزند ديگر نيز دارد، پس از اين اقدام به خانواده و اقوامش گفت: اليزابت 19 ساله در پي عضويت در يك فرقه خانه را ترك كرده است و ديگر كسي نبايد منتظر بازگشت وي باشد.

جوزف پس از تولد سه فرزند اول دخترش، با اين ادعا كه نوزادان را در خيابان يافته است، همسر خود به نام رزمري را قانع كرد براي بچه‌ها شناسنامه بگيرد و حضانت آنها را بپذيرد اما سه فرزند ديگر اليزابت تا چند روز پيش همچنان در حبس و در كنار مادرشان بودند. آنها كه به زندگي در اتاقي بدون پنجره عادت كرده‌اند تا قبل از رهايي هرگز روشنايي روز را نديده بودند و تنها سرگرمي اين سه كه بزرگ‌ترين آنها 19ساله و كوچك‌ترين‌شان 5ساله است يك راديو و يك تلويزيون بود كه جوزف از همان سال 1984 به‌عنوان هديه‌ به اليزابت داده بود.

پليس كه تا ديروز اطلاعات زيادي از نحوه برملا شدن اين جنايت هولناك ارائه نداده بود، اعلام كرد پس از آنكه كريستين دختر 18 ساله اليزابت بيمار شد، جوزف او را از خانه بيرون انداخت تا عابران اين نوجوان را به بيمارستان برسانند. پس از آن اطلاعيه‌هايي كه براي يافتن مادر اين دختر از طريق تلويزيون پخش شد، به افشاي اين راز انجاميد. اليزابت كه اطلاعيه‌ها را ديده بود بالاخره توانست پس از 24 سال پدرش را قانع كند كه به وي اجازه خروج از دخمه‌يي را بدهد كه مجهز به سيستم امنيتي الكترونيكي بود.

انتشار خبر زندگي تلخ اليزابت با بازتاب‌هاي گسترده‌يي مواجه شده و اكنون افكار عمومي و كارشناسان پرونده‌هاي جنايي مي‌پرسند جوزف چگونه توانسته در تمام اين سال‌ها همسر، اقوام و همسايه‌هاي خود را فريب دهد. آيا در اين 24 سال هرگز از زيرزمين خانه صدايي به گوش نرسيده است و اليزابت چگونه بدون حضور پزشك توانسته شش زايمان يك مورد دوقلوزايي- داشته باشد.

پترا استويبر مفسر جنايي روزنامه اتريش ديراستاندارد- در شماره ديروز اين روزنامه پرسيد چطور چنين اتفاقي در خانه‌يي واقع در خيابان‌هاي شلوغ و پر از فروشگاه در شهر صنعتي كوچك آمستتن در 80 مايلي غرب وين، رخ داده و در اين مدت طولاني هيچ‌كس متوجه موضوع نشده است. چطور امكان دارد هيچ‌كس چيزي نشنيده يا نديده و حتي درباره ناپديد شدن اليزابت سوالي نپرسيده باشد.

سوالات مطرح شده از سوي اين روزنامه‌نگار همان معمايي است كه پليس و اهالي شهر 23 هزار نفري آمستتن را به خود مشغول كرده است. هرچند كارآگاهان كه مسووليت تحقيق در اين رابطه را برعهده گرفته‌اند اطمينان دارند با وجود تمام ابهام‌هاي مطرح شده، مهندس 73ساله برق در شكنجه دخترش همدستي نداشته است اما از مردم خواسته‌اند چنانچه اطلاعات بيشتري درباره جوزف دارند حتماً موضوع را به پليس اطلاع دهند.

در همين حال فرانس پروچر ـ رئيس دپارتمان امنيتي لورآستريا ـ در اين‌باره گفت: اين يك جنايت وحشتناك است و من تاكنون شاهد مورد مشابهي در اتريش نبوده‌ام. تصاوير گرفته شده از اتاق محل زندگي اين دختر نشان مي‌دهد كه يك راهرو باريك به اتاق‌هاي ديگري منتهي مي‌شده كه شامل يك محوطه براي پخت و پز با نقاشي‌هاي بچه‌ها روي ديوار، يك قسمت براي خوابيدن و يك حمام كوچك با يك دوش بوده است.

از سويي پزشكان معالج كريستين اظهار كردند حال فرزند بزرگ اليزابت در وضعيت بحراني اما پايداري است.

آنها جزئيات بيشتري از بيماري وي اعلام نكردند.

اكنون تحقيقات ويژه از جوزف فريتزل ادامه دارد و وي در بازداشت موقت به سر مي‌برد. طبق قوانين اتريش در صورت گناهكار شناخته شدن اين مرد حداكثر 15 سال حبس در انتظار وي است. طبق قوانين اتريش اين مجازات براي جرم تجاوز در نظر گرفته شده است.

اخبار رسانه‌هاي سراسر جهان از اين  واقعه حاكي است پس از انتشار خبر اعتراف پدر اليزابت، گروه‌هاي بسياري از رسانه‌هاي خبري بين‌‌المللي به سمت منزل جوزف كه خانه وحشت لقب گرفته هجوم آورده‌اند.

 پس از گذشت 24 ساعت از انتشار اين خبر، شبكه‌هاي مختلف تلويزيوني و خبري همچون سي‌ان‌ان، بي‌بي‌سي، ام‌اس‌ان‌بي‌سي و اسكاي‌نيوز به همراه صدها خبرنگار و روزنامه‌نگار بين‌المللي براي تهيه گزارش از خانه شوم عازم اتريش شدند.

در سراسر جهان، بسياري از شبكه‌هاي خبري، پخش سراسري برنامه‌هاي عادي خود را قطع كردند تا اين خبر را به همراه بريده‌هايي از فيلم شهري كه جنايت جوزف فريتزل در آن شكل گرفت، پخش كنند.

بسياري از گزارش‌ها روي زندان زيرزميني جوزف متمركز شده است. شبكه اسكاي‌نيوز در گزارشي در رابطه با اين عمل وحشتناك به نقل از يك روانشناس آورده است: جوزف فريتزل احتمالاً يك پدر ديكتاتور بوده كه تصور مي‌كرده، اين حق را دارد كه نحوه زندگي فرزندانش را خودش انتخاب كند و به همين دليل حتي به خودش اين حق را مي‌داده كه به فرزندش تجاوز كند.

اين روانشناس مي‌گويد: احتمالاً مادر اليزابت نيز به گونه‌يي در اين ماجرا فريب خورده و منكر داشتن هر گونه اطلاعاتي درباره آنچه در زيرزمين خانه‌اش اتفاق افتاده، شده است.

شبكه خبري بي‌بي‌سي نيز به جوزف لقب «شيطان‌ترين پدر دنيا» را داد و اعلام كرد خبر جنايت اين پدر صفحه اول بسياري از روزنامه‌هاي معروف جهان را به خود اختصاص داد.

روزنامه اينديپندنت نيز او را به اين عنوان ناميد: «مردي كه اتريش را شكار مي‌كند.»

روزنامه سان نيز در صفحه اول خود عكسي از دخمه مخوفي را كه اليزابت و فرزندانش بيش از دو دهه در آن اسير بودند، چاپ كرد.

اخبار رسانه‌هاي سراسر جهان از اين  واقعه حاكي است پس از انتشار خبر اعتراف پدر اليزابت، گروه‌هاي بسياري از رسانه‌هاي خبري بين‌‌المللي به سمت منزل جوزف كه خانه وحشت لقب گرفته هجوم آورده‌اند.

 پس از گذشت 24 ساعت از انتشار اين خبر، شبكه‌هاي مختلف تلويزيوني و خبري همچون سي‌ان‌ان، بي‌بي‌سي، ام‌اس‌ان‌بي‌سي و اسكاي‌نيوز به همراه صدها خبرنگار و روزنامه‌نگار بين‌المللي براي تهيه گزارش از خانه شوم عازم اتريش شدند.

در سراسر جهان، بسياري از شبكه‌هاي خبري، پخش سراسري برنامه‌هاي عادي خود را قطع كردند تا اين خبر را به همراه بريده‌هايي از فيلم شهري كه جنايت جوزف فريتزل در آن شكل گرفت، پخش كنند.

بسياري از گزارش‌ها روي زندان زيرزميني جوزف متمركز شده است. شبكه اسكاي‌نيوز در گزارشي در رابطه با اين عمل وحشتناك به نقل از يك روانشناس آورده است: جوزف فريتزل احتمالاً يك پدر ديكتاتور بوده كه تصور مي‌كرده، اين حق را دارد كه نحوه زندگي فرزندانش را خودش انتخاب كند و به همين دليل حتي به خودش اين حق را مي‌داده كه به فرزندش تجاوز كند.

اين روانشناس مي‌گويد: احتمالاً مادر اليزابت نيز به گونه‌يي در اين ماجرا فريب خورده و منكر داشتن هر گونه اطلاعاتي درباره آنچه در زيرزمين خانه‌اش اتفاق افتاده، شده است.

شبكه خبري بي‌بي‌سي نيز به جوزف لقب «شيطان‌ترين پدر دنيا» را داد و اعلام كرد خبر جنايت اين پدر صفحه اول بسياري از روزنامه‌هاي معروف جهان را به خود اختصاص داد.

روزنامه اينديپندنت نيز او را به اين عنوان ناميد: «مردي كه اتريش را شكار مي‌كند.»

روزنامه سان نيز در صفحه اول خود عكسي از دخمه مخوفي را كه اليزابت و فرزندانش بيش از دو دهه در آن اسير بودند، چاپ كرد.

                                                                                       اعتماد / ۱۰ اردیبهشت

 

 

 

 

+ نوشته شده در سه شنبه 10 اردیبهشت1387ساعت 20:5 توسط محمد |